شوخی با شعر
شنیدم از نیک مردی فقیر.............که موشی پرید توی ظرف پنیر![]()
اگر داری تو عقل و دانش و هوش...........برو دیپلم بگیر فالوده بفروش![]()
تو نیکی می کن و در دجله انداز................خودم شیرجه میزنم درش میارم![]()
هرچه از دوست میرسد نیکوست....................آب شلغم بهتر از آب کدوست![]()
ای کاروان آهسته ران کارام جانم می رود................آهسته در جیب بابام دست مامانم میرود![]()
ما بدین ره نه پی حشمت جاه آمدیم.................آسبمان یونجه نداشت از پی کاه آمده ایم![]()
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز....................مرده آنست که مشتش بزنی جم نخورد![]()
میازار موری که دانه کش است..............که شلوار زیرش بدون کش است![]()
کبوتر با کبوتر باز با باز......................گرفت مادر زنم ناگه مرا گاز![]()
یکی از بزرگان اهل تمیز.....................از ترس زنش رفت زیر میز![]()
بنی آدم اعضای یک دیگرند...............سر یک قران پول به هم می پرند![]()
چو عضوی بدرد آورد روزگار.................جهنم به اعضای دیگر چه کار![]()
میازار موری را که دانه کش است ...................که جدش در آمریکا هفت تیر کش است![]()
توکز محنت دیگران بی غمی...........................بخور جای من جان من شلغمی![]()
در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ای..................سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای؟![]()
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند......................سر هفت مرد کچل را فر شش ماهه زدند![]()
یارب آن دلبر شیرین که سپردی به منش.....................ازبس که ننر بود سپردم به ننش![]()