کوتاه_فقط خدا
گنجشک به خدا گفت:لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی کسیم،طوفان تو انرا از من گرفت کجای دنیای تو را گرفته بود؟؟
خدا گفت ماری در راه لانه ات بود باد را گفتم تا لانه ات را وازگون کند انگاه تو از کمین مار پرگشودی،
چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم وتوندانسته به دشمنیم برخواستی
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 14:14 توسط ProfossorT
|