روزی آلبرت انیشتین بعد از جلسه ی کنفرانس در دانشگاه قصد داشت به خانه برود ... هنگامی که سوار تاکسی شد آدرس خانه اش را فراموش کرد ... بعد از کمی تامل به راننده گفت : « خونه ی انیشتین رو میدونی ؟ »

راننده جواب داد: « مگه میشه کسی خونه ی این دانشمند بزرگ رو ندونه ؟ می خوای پیش او بری .... ؟ »

انیشتین جواب داد : « من خودم انیشتین هستم و آدرسم را فراموش کردم ... !! »

راننده وقتی او را شناخت ، وی را به خانه اش رساند و از او پولی نگرفت ....!!!!!!!!!!