از پشت کوچه های شهر انگاری که صدا میاد

صدای مردی سبزپوش گمون کنم کمک میخواد

مسافری اومده تا به ادما کمک کنه

اومده تا بهار بیاد،کمک به قاصدک کنه

موذنای شهرمون تو مسجدا اذون میگن

سرود شادی میخونن از یه مرد مهربون میگن

میگن که مرد با وقار صاحب شور ونفسه

اومده تا یاری کنه با اینکه خیلی بی کسه

از پشت کوچه های شهر میاد یه مرد مهربون

خال سیاه رو صورتش بالا بلند ابرو کمون

خیلی قشنگه اون اقا کم نداره تو خوشکلی

بزار بگم شبیه کی حضرت عباس علی

پیچیده توی شهرمون فصل هم عهدی اومده

با ذولفقار حیدری حضرت مهدی اومده

تا که میاد داد میزنه خسته شده جون وتنم

منتظرا بیاین بیرون یوسف گمگشته منم

از راه دوری اومدم یاد شقایق بکنم

تمام این ادما رو روباره عاشق بکنم

اومده ام که با شما مادر رو یاری بکنیم

واسه حسین فاطمه باز عزاداری بکنیم

سید امیر حسین میر حسینی

 

امروز اگر نشد بالاخره میشود

 روزی ساعت به وقت شرعی زهرا(س) 12

ایشاا.. که همون زنده باشیم واون روز رو ببینیم.................یا حق